ادغام حاکمیت انرژی و عدالت زیست محیطی: نقش انرژی های تجدیدپذیر


دسترسی به انرژی مقرون به صرفه، قابل اعتماد و پاک برای توسعه و رشد و پایان دادن به فقر شدید در یک کشور حیاتی است. همچنین تامین برق از طریق خدمات نوین انرژی به وضوح از دسترس اقشار فقیر و روستایی جامعه خارج است. به طور همزمان، مکان‌های متعددی وجود دارد که جوامع محلی و حتی آن‌هایی که مستقیماً در استخراج منابع انرژی سنتی مانند زغال‌سنگ نقش دارند، از انرژی الکتریکی قابل اعتماد و کافی محروم هستند، در حالی که از اثرات سوء استخراج معادن بر محیط طبیعی رنج می‌برند. “فقط گذار” به اقتصاد کم کربن [127]). این همچنین به توزیع نامتعادل انرژی و اثرات نامطلوب آن بر سلامت انسان یا اثرات زیست‌محیطی بر جوامع اشاره می‌کند که چالشی آشکار برای حاکمیت است. بنابراین، بهبود کیفیت زندگی و زمینه سازی برای پیشرفت جوامع آسیب دیده در همه زمینه های توسعه، نیازمند رویکردی متوازن و یکپارچه به حاکمیت انرژی و عدالت زیست محیطی است. مثلا Ciplet [105] چارچوبی را طراحی کرد که مفاهیم توسعه پایدار و عدالت انرژی را برای به تصویر کشیدن واقعیت های متناقض امتیاز انرژی و عدالت انرژی برای اطمینان از توزیع عادلانه مصرف انرژی و مسائل بهداشتی و ایمنی ناشی از آن، طراحی کرد. بر اساس گزارش بانک جهانی، حدود 1.1 میلیارد نفر در سراسر جهان هنوز بدون دسترسی به برق زندگی می کنند – بیشتر آنها در آفریقا و آسیا هستند. این امر بر آموزش کودکان، امنیت عمومی، خدمات و ایجاد شغل تأثیر می گذارد. 2.8 میلیارد دیگر برای پخت و پز و گرمایش به چوب یا سایر زیست توده ها متکی هستند که منجر به آلودگی هوای داخل و خارج خانه می شود که باعث مرگ 4.3 میلیون نفر در سال می شود و در نتیجه خطرات جدی برای سلامتی ایجاد می کند. علاوه بر این، استفاده بیشتر از انرژی توسط اقشار مرفه جامعه به دلیل افزایش تقاضای آنها برای آسایش و رفاه اقتصادی از طریق خدمات صنعتی و تجاری، افراد آسیب پذیر، به ویژه اقشار حاشیه نشین و کم درآمد را دچار آسیب های مصرف انرژی کرده است: کمبود از یک سو و آلودگی، تخریب محیط زیست، تغییرات آب و هوا، خطرات بهداشتی و ایمنی، و زیان های معیشتی از سوی دیگر [128]. تکثیر انرژی های تجدیدپذیر (RE) و فناوری های مرتبط، تحقیقات علوم اجتماعی در ادبیات عدالت زیست محیطی را ضروری می کند. به ویژه در زمینه تضمین عدالت زیست محیطی برای جوامع محلی و جهانی در حین اجرای پروژه های RE.

در این راستا، محققان بارها و بارها بر رابطه بین توسعه پایدار و RE تاکید کرده اند [1]. استدلال می شود که انتقال انرژی الکتریکی در حال حاضر اجتناب ناپذیر است زیرا خدمات سنتی انرژی با استفاده از سوخت های فسیلی دارای مسائل جدی عدالت زیست محیطی در مورد توزیع عادلانه نعمت ها و زیان های مصرف و استفاده از انرژی است. [100]. با این حال، پروژه های RE لزوما عدالت زیست محیطی را ممکن نمی کند. به عنوان مثال، Rasch و Kohne [101] استخراج گاز شیل را مورد مطالعه قرار داد که با روش‌های RE در مقیاس کوچک و بزرگ در هلند همراه شد و دریافت که پروژه‌های RE همچنین مسائل مربوط به عدالت زیست‌محیطی را ایجاد می‌کنند، از جمله موضوعات جدیدی مانند تأثیر ناهموار بر زیرساخت‌های محلی، از دست دادن دائمی درآمد و معیشت. این امر مستلزم اعلام اصول مترقی عدالت زیست محیطی است که هدف آن متعادل کردن مصرف کنندگان انرژی بالا و احزاب تحت تأثیر محلی بدون توجه به تفاوت در سن، طبقه، جنسیت، عقیده، رنگ، مذهب، منطقه و نژاد طبق اصول عدالت انرژی است. علاوه بر این، دولت‌ها همچنان با چالش‌های حاکمیت انرژی مانند اولویت‌های امنیت انرژی مواجه هستند که دستیابی به عدالت انرژی و زیست‌محیطی را در پروژه‌های RE دشوار می‌کند. در اینجا، ما چنین مسائل سیاست حاکمیت انرژی و ارتباط آنها را برای محققان انرژی و عدالت زیست محیطی برجسته می کنیم. با ادغام حاکمیت انرژی و عدالت زیست محیطی، محققان و دست اندرکاران می توانند رویکردی جامع ارائه دهند که می تواند در حین اجرای پروژه های RE و ایجاد ارزش برای جوامع مورد استفاده قرار گیرد.


ترجمه و ارائه توسط: ttmnews